مه لقا
توضیحات کتاب
« ... چندان که در بعضی سرزمینها مصائبی که بر سر زنان آمده و آنها را از روال طبیعی و سالم زندگی بازداشته بسیار چشمگیرتر و دردناکتر بوده است. شهرام خلج در رمان «مهلقا» زندگی یکی از همین زنان را به تصویر کشیده است.
ماجراهای کتاب در یک اقلیم خاص و در دههی پنجاه شمسی رخ میدهد... در نگاه اول به نظرمیرسد بنمایهی داستان را کلیشهی «زن سرخور» بسازد که در میان بسیاری ازاقوام و اقالیم ممکن است همچنان اعتبار داشته باشد. اما هرچه رمان پیش میرود پیچیدگیها و ملاحظات خاصی به آن اضافه میشود که به سادگی نمیتوان دربارهی آنها قضاوت کرد. این که عقیدهای خرافی بتواند سرنوشت یک انسان را تغییر دهد، مسألهی چندان تازهای نیست و همواره در میان نوع بشر به گونههای مختلف جاری بوده است، اما این که کسی بکوشد خود را از دور باطل خرافه و تحقیر بیرون بکشد، اتفاقی است که میتواند داستانی درخور تأمل رارقم بزند. داستان مهلقا از این گونه داستانهاست و شخصیت اصلی آن در تقلایی نفسگیر با هر آنچه که حق زندگی عادی را از او سلب میکند به مبارزه برمیخیزد...» (ثریا بیدگلی، وبسایت الف)
